مادر ناتالی سه‌ماهه تصویری از کودک خود به دست دارد که به دلیل گاز گرفته شدن توسط موش‌ها در آمریکا تا حد مرگ خونریزی کرد.

در همسایگی باغ‌وحش: زیر پوست شهر تهران، میلیون‌ها حیوان و حشره موذی زندگی می‌کنند

کمتر از یک متر زیرِ زمین، در دنیایی که «مجراهای فاضلاب» خانه‌ها و خیابان‌های آن ‌را تشکیل می‌دهند، جانورانی زندگی می‌کنند که قرن‌هاست همسایه ما به شمار می‌روند؛ از زباله‌های رها شده در خیابان و حتی غذای موجود در انبارها تغذیه می‌کنند و در ازای آن انبوهی از بیماری و خسارت را به محصولات غذایی و ما تحویل می‌دهند. موش‌ها، که بر اساس برخی برآوردهای غیررسمی تعدادشان چند برابر ساکنان شهر تهران است و دامنه امپراتوری‌شان از مجراهای فاضلاب به جوی‌های آب، معابر و سطل‌های زباله گسترش یافته است، صاحبان شهری هستند که درست زیر پای ما قرار دارد و تصور نمای آن اگر ترسناک نباشد، لااقل چندش‌آور است. هرقدر زندگی در تهران برای مردم این شهر دشوارتر می‌شود، موش‌ها بهتر از گذشته زندگی می‌کنند: تعدادشان بیشتر می‌شود، قلمروشان گسترده‌تر می‌شود و البته روزبه‌روز فربه‌تر می‌شوند؛ تا آنجا که به گفته اسماعیل کهرم، مشاور رئیس سازمان محیط زیست، وزن برخی‌شان به پنج کیلوگرم هم می‌رسد.

موش‌ها، تنها جانوران موذی نیستند که تهران را به جولانگاه خود بدل ساخته‌اند؛ از سگ و گربه گرفته تا سوسک و دیگر حشرات موذی، هر یک به نوعی ادعای تصاحب این شهر را دارند. همسایه‌های مردم تهران البته، دیگر به زیر زمین و گوشه‌های کم‌تردد شهر اکتفا نمی‌کنند. شاهد این مدعا، مردمی هستند که هر کدام‌شان تجربه حداقل یک بار مواجه شدن با جانوران موذی از قبیل موش را دارند. در باور عموم، احتمالاً در جایی که تعداد گربه‌ها زیاد است، موش‌ها نباید چندان زیاد باشند؛ این چیزی است که از سریالِ بی‌پایانِ کارتون‌های «تام و جری» گرفته تا شعر معروف عبید زاکانی، همه بدان اشاره می‌کنند. اما تهران همزمان پذیرای این دو جانور است. چندمیلیون موش (که به طور غیررسمی تا ۷۰ میلیون هم برآورد شده است) و تعداد زیادی گربه، بخشی از جانورانی را تشکیل می‌دهند که در کنار مردم زندگی می‌کنند. به این فهرست، باید سگ‌های ولگرد را هم اضافه کرد که شاید به دلیل جثه بزرگ‌تر نسبت به موش و گربه، خطرناک‌تر به نظر رسند. هرچند نگاهی به فهرست بیماری‌های منتقل‌شده توسط موش نشان می‌دهد این فرضیه چندان صحیح نیست.

پژوهشی که با عنوان «جمعیت گربه‌های خیابانی شهر تهران و سلامت مردم: مروری کوتاه بر ادبیات پژوهشی و نمونه موردی شهر تهران» صورت گرفته است نشان می‌دهد جمعیت گربه‌ها در تهران، تابع جمعیت موش‌هاست و با افزایش تعداد موش‌ها، گربه‌ها نیز بیشتر می‌شوند. البته در صورت کاهش تعداد گربه‌ها، تعداد موش‌ها بیشتر می‌شود و این یعنی گربه‌های تهران، تا حدی تعداد موش‌ها را کنترل می‌کنند. موش‌ ناقل بسیاری بیماری‌هاست که «طاعون» مشهورترین آنها به شمار می‌رود و به همین دلیل اجماع زیادی بر روی کاهش جمعیت آنها وجود دارد.

سازمان فائو، سه آسیب کلی موش‌ها را اینگونه بیان می‌کند:

  1. این جانداران، به غذای انسان در مزرعه و انبار آسیب می‌زنند. به علاوه آنها با آلوده کردن انبار به فضولات خود، محصولات را خراب کرده و به ارزش محصولات صدمه وارد می‌کنند.
  2. به وسیله تونل زدن و جویدن، بسیاری از کالاها (مثل محصولات بسته‌بندی، لباس و مبلمان) و سازه‌ها (مثل کف ساختمان‌ها و پل‌ها) را خراب می‌کنند. با جویدن سیم برق، موش‌ها حتی ممکن است موجب ایجاد جرقه و حریق هم شوند.
  3. موش‌ها بسیاری از بیماری‌های خطرناک را منتقل و منتشر می‌کنند.
مادر ناتالی سه‌ماهه تصویری از کودک خود به دست دارد که به دلیل گاز گرفته شدن توسط موش‌ها در آمریکا تا حد مرگ خونریزی کرد.

مادر ناتالی سه‌ماهه تصویری از کودک خود به دست دارد که به دلیل گاز گرفته شدن توسط موش‌ها در آمریکا تا حد مرگ خونریزی کرد.

به این فهرست، باید گزارش‌های منتشر شده از مرگ برخی نوزادان به دلیل گاز گرفته شدن توسط موش را هم اضافه کرد. با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت می‌توان به گزارش‌هایی برخورد که در آن موش‌ها، نوزادی را گاز گرفته‌اند و نوزاد تا حد مرگ خونریزی کرده است. البته وضعیت گربه‌ها به بدی موش‌ها نیست: بسیاری از نژادهای گربه به عنوان حیوان خانگی توسط مردم نگهداری می‌شود، آلودگی کمتری توسط آنها منتشر می‌شود و در نهایت آسیب چندانی به غذای مردم وارد نمی‌کنند. با‌ وجود این، جمعیت بالای گربه‌های خیابانی و خطر انتقال بیماری‌هایی همچون هاری و توکسوپلاسموزیس توسط این حیوان، لزوم بررسی و کنترل دقیق جمعیت آنها را یادآور می‌سازد. عقیم‌سازی راه‌حلی است که توسط شهرداری برای کنترل گربه‌ها در پیش گرفته شده است. مشابه این مساله در مورد سگ‌ها نیز وجود دارد. به گفته امیرحسن جعفری‌ورامینی، قائم‌مقام ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران، «اتلاف سگ‌ها تا یک سال‌ونیم پیش با تفنگ انجام می‌شد به طوری که همچنان نیز در بعضی شهرها از تفنگ برای اتلاف استفاده می‌شود.» اما اخیراً، سگ‌ها زنده گرفته می‌شوند و تنها سگ‌های بیماری که مناسب کاربری پزشکی، آموزشی و نگهبانی نیستند، با تزریق داروی بیهوشی به مقدار زیاد، کشته می‌شوند. البته علاوه بر سگ‌های ولگرد، نیروی انتظامی مقابله با «سگ‌گردانی» را نیز در دستور کار دارد و به گفته سردار احمدرضا رادان، جانشین رئیس پلیس کشور، پلیس اجازه نمی‌دهد «عده‌ای در خیابان‌ها با سگ‌گردانی و حمل حیوان در خودرو، خودشان و سگ‌شان را به نمایش عمومی بگذارند.» این برخورد در مقابل گربه‌ها صورت نمی‌گیرد. به گفته پیام محبی، نایب‌رئیس انجمن دامپزشکی ایران، در تهران حدود سه تا پنج میلیون سگ و گربه زندگی می‌کنند.
سوسک‌ها، دیگر مهمانان ناخوانده شهر تهران هستند که در عمل به صاحبخانه بدل شده‌اند. با تکنولوژی‌های موجود و استفاده از سم، کنترل این حشرات موذی نسبتاً آسان به نظر می‌رسد. در یک اظهار نظر توسط پرویز پیران که اخیراً اعلام و در مورد صحت آن نیز مباحثی مطرح شده است، تعداد سوسک‌های تهران «میلیون‌ها» اعلام شده است. علاوه بر تاثیرات روانی وجود این حشرات در محیط اطراف انسان که از سوی اغلب افراد چندش‌آور و ناراحت‌کننده است، انتقال بیماری و ایجاد آلرژی، دو آسیب عمده سوسک‌ها به شمار می‌روند. در کنار این مساله، برخی انواع سوسک موجب آسیب به برخی لوازم همچون کتاب و محصولات غذایی همچون گوشت می‌شوند.

با درنظر گرفتن این چند جانور موذی و البته انبوهی از جانوران دیگر که شاید کمتر موجب خسارت شوند یا خساراتشان کمتر به چشم آید، علاوه بر خسارت‌های اقتصادی، امکان خسارت‌های جانی و بدنی هم دور از ذهن به نظر نمی‌رسد. مهدی آسمار در گفت‌وگو با «تجارت فردا» از خاصیت کانیبالیسم موش‌ها سخن می‌گوید. اینکه موش‌های تهران می‌توانند بچه‌های خود را بخورند و به انسان هم حالت تهاجمی داشته باشند. آسمار به عنوان نمونه از موردی در ایران سخن می‌گوید که انگشت کودکی در یکی از روستاهای ایران، توسط موش خورده شده است. با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت می‌توان به وجود مواردی از این دست پی برد: نوزادانی که هرازچندگاهی به دلیل گازگرفتگی توسط موش و خونریزی تا حد مرگ، جان خود را از دست می‌دهند. در یک گزارش تاییدشده در آمریکا، در سال ۲۰۰۹ دختری سه‌ماهه بر اثر گازگرفتگی‌های متعدد توسط موش جان باخته است. ناتالی تا حد مرگ خونریزی کرد. سوال اینجاست که آیا احتمال دارد همانگونه در صورت وقوع یک زلزله احتمالی، موش‌های تهران به سراغ مصدومان بروند؟ یا حتی در شرایط فعلی و بدون هر گونه حادثه‌ای، به نوزادی حمله کنند؟ بسیاری از اظهارنظرهای صورت گرفته تاکنون، از اظهار نظر اخیر پرویز پیران، دبیر علمی کنفرانس مدیریت بحران، تا گفته‌های چند ماه قبل مهرداد حلوایی، دبیر کمیته دفع آفات شهری و صنعتی شهرداری تهران، همه پاسخی مثبت به سوال احتمال خطر برای مصدومان از سوی موش‌ها دارند.


منبع: هفته نامه دنیای اقتصاد

 

موش نروژی

میهمان نروژی ناخوانده

موش‌ نروژی(قهوه‌ای)، موش سقف(سیاه) و موش خانگی سه گونه از جوندگانی هستند که به عنوان آفات شهری مطرح شده‌اند. در این میان موش نروژی از فراوانی بیشتری برخوردار است و در شهر تهران نیز سال‌های زیادی است که با وجود مبارزات صورت‌گرفته هنوز در جوی‌ها و معابر عمومی شهر دیده می‌شود.

موش نروژی


منبع: هفته نامه تجارت فردا

مهدی آسمار، عضو بازنشسته هیات علمی انستیتو پاستور

زندگی، معضل و خسارت موش‌های تهران در گفت‌وگو با مهدی آسمار: موش می‌تواند سرمایه هنگفتی را اتلاف کند

مهدی آسمار، عضو بازنشسته هیات علمی انستیتو پاستور

مهدی آسمار، عضو بازنشسته هیات علمی انستیتو پاستور

مهدی آسمار، عضو بازنشسته هیات علمی انستیتو پاستور و دارای مدرک PHD در انگل‌شناسی و حشره‌شناسی پزشکی است. او سال‌هاست به تدریس در دانشگاه می‌پردازد و همزمان پژوهش‌هایی را نیز انجام داده است. آسمار علاوه بر اینها، مسوولیت فنی شرکت «ایمن‌بخش حیات» را نیز بر عهده دارد؛ شرکتی که در زمینه مبارزه با آفات مشغول فعالیت است و در این زمینه از امکانات آموزشی هم برخوردار است. آسمار معتقد است موش‌ها از روش‌هایی مثل استفاده از غلات و غذای انسان یا انتقال بیماری‌ها، می‌توانند خسارت‌های هنگفتی را ایجاد کنند. به گفته او، هر موش روزانه ۲۲ گرم از غلات انسان مصرف می‌کند. یک ضرب و تقسیم ساده می‌تواند رقم زیان‌های غذایی ناشی از موش‌ها را به دست دهد؛ هر چند به گفته آسمار نه بررسی دقیقی از این خسارت‌ها وجود دارد و نه سرشماری قابل اتکایی از جمعیت موش‌های تهران. گفت‌وگوی «تجارت فردا» را با آسمار در ادامه می‌خوانید.

به طور کلی از لفظ «آفت» برای برخی حیوانات همچون موش استفاده می‌شود. آیا این حیوان واقعاً هیچ سودی ندارد؟

جوندگان هیچ مزایایی برای محیط زیست انسان ندارند. ولی در نظام خلقت جایگاه جوندگان هم محفوظ است. به عبارت بهتر اگر ما بخواهیم خودخواهی انسان را در نظر بگیریم، انسان دوست دارد محیطش سالم باشد. از نظر بهداشتی و از نظر اقتصادی در تامین باشد. هر موجودی بخواهد به این حیطه دست‌اندازی کند، انسان قبولش ندارد. یعنی با آن موجود برخورد می‌کند. در نظام خلقت تعادلی وجود دارد. بین جمعیت‌های انسانی و حیوانی باید یک تعادلی باشد. اگر چنانچه بخواهیم خیلی محیط زیستی قضاوت کنیم، باید جانوران مختلف در تعادل باشند. اگر این تعامل و تعادل را کنار بگذاریم و از دیدگاه بهداشت انسان بخواهیم قضاوت کنیم، موش‌ها و جوندگان برای انسان جز ضرر چیزی به دنبال ندارند؛ هم از نظر اقتصادی، هم از نظر مسائل بهداشتی. وقتی می‌گوییم جونده، این موجودات از نظر نمای ظاهری، دست و پای کوتاه و بدن کشیده‌ای دارند، از زیست خاصی برخوردارند و دندان ثنایای اینها، بی‌رویه رشد می‌کند. وقتی دندان بی‌رویه رشد کند، دهان‌شان دفرمه می‌شود و اینها نمی‌توانند فعالیت غذایی خود را درست انجام دهند. به همین دلیل در عادات زیستی این جانور آمده که ناگزیر است چیزهای سخت را گاز بگیرد؛ حتی سیمان، آهن و کابل برق. اینها را گاز می‌گیرد تا مینای دندان‌های ثنایایش از بین رود و سایش ایجاد کند و از رشد دندان‌های ثنایا (که به آنها دندان‌های پیش می‌گوییم) جلوگیری کند. به همین دلیل به اینها می‌گوییم جونده.

موش‌های شهر تهران از چه نژادی هستند و عمده خطرات‌شان به لحاظ انتقال بیماری چیست؟

ما سه نوع موش داریم که در محیط زیست انسان دست‌اندازی می‌کنند. اگر بخواهیم از جوندگان حرف بزنیم، جنس‌ها و گونه‌های زیادی دارند. ولی قسمت عمده‌شان وحشی‌اند. اگر به بیابان‌های کشور بروید، جنس‌ها و گونه‌های زیادی از موش‌ها را می‌بینید. اینها به طور وحشی زندگی می‌کنند و آنها هم برای مسائل بهداشتی مضرند. اما وقتی صحبت از جوندگان شهری می‌کنیم، اینها سه نوع هستند. یک جنس موش‌های خانگی کوچک‌جثه هستند که نام علمی‌شان «موس‌موسکولوس» است. مخصوصاً در خانه‌های قدیمی بیشتر دیده می‌شوند و از یک منفذ کوچک هم می‌توانند بگذرند و زندگی کنند. اینها هم به لحاظ بهداشتی و اقتصادی مضرند. جنس دوم «رت» است. «رت» به موش‌های بزرگ‌جثه‌ای می‌گوییم که به موش‌های انباری و همچنین بندری معروفند. بین ۳۰۰ الی ۵۰۰ گرم می‌توانند به طور متوسط وزن داشته باشند. این رت‌ها دو گونه‌اند. در یک گونه، رنگ سطح پشتی حیوان مایل به قهوه‌ای، پوزه گرد، لاله گوش کوتاه و دُم هم‌طول حیوان است. اینها به رت‌های نروژی یا «راتوس نروژیکوس» معروفند. اما گونه دیگری داریم که رنگ سطح پشت‌شان سیاه، پوزه‌شان کشیده و لاله گوش‌شان بلند است. دم این رت از جثه حیوان طویل‌تر است. طبق تحقیقاتی که من در گذشته انجام داده‌ام و در آن بنادر و همچنین شهر تهران مورد بررسی قرار گرفت، بیشتر جمعیت مربوط به رت‌های نروژی بود. یعنی اگر من بخواهم عدد گذشته را بگویم، ۹۵ درصد رت‌های کشور نروژی بودند. اینها از بنادر به داخل کشور هجوم آوردند. یک روزگاری می‌شد جلوی اینها را سد کرد که این کار را نکردند. یعنی عملاً کسی به این فکر نیفتاد و این موش‌ها به شهرهای کشور آمدند. زاد و ولد کردند و الان همه شهرها گرفتار آنها شده‌اند.

اما در مورد بیماری، تا زمانی که ما مشکل بیماری‌های خاص را نداریم، مردم نگران نمی‌شوند. اگر بیماری‌های خاصی قرار باشد در بین موش‌ها رواج پیدا کند، آن وقت سلامت انسان‌ها بیشتر به مخاطره می‌افتد. نه اینکه اینها الان آلوده نباشند. در خیلی از کشورهای طاعون‌خیز، راتوس نقش مهمی را ایفا می‌کند. چون با انسان‌ها نزدیک است و می‌تواند اپیدمی شدیدی در شهرها به وجود آورد. موش‌ها مخزن خیلی از بیماری‌ها هستند. طبق تحقیقاتی که انجام داده‌ایم، اینها به تریپانازوم و انواع انگل‌ها آلوده‌اند. به سالمونلا که میکروب خطرناکی است آلوده‌اند. وقتی فضله موش روی مواد غذایی مثلاً آجیل (که آن‌ را نمی‌شوییم) قرار می‌گیرد، چنانچه به سالمونلا آلوده باشد، ما مسمومیت پیدا می‌کنیم. ادرار اینها آلوده‌کننده است. اگر توی آب بریزد، اینها آلوده به لپتوسپیر هستند و می‌توانند آب‌ها را آلوده کنند. اگر لپتوسپیر با پوست تن تماس پیدا کند، از پوست می‌گذرد و به خون راه پیدا می‌کند و موجب یرقان می‌شود. از طریق گاز گرفتن برخی میکروب‌ها را منتقل می‌کنند. از طریق کک و کنه، بیماری‌ها را منتقل می‌کنند و به طور کلی می‌توان گفت اینها مخزن بیماری‌ها هستند؛ چه از طریق ادرار و مدفوع، چه از طریق گاز گرفتن و چه از طریق حشراتی که روی تن‌شان زندگی می‌کند. البته در مورد هاری، شک داشتیم که اینها بتوانند هاری را منتقل کنند. خوشبختانه بخش هاری انستیتو پاستور روی موش‌های کشور کار و ثابت کرد آلوده به هاری نیستند و از این بابت جای نگرانی نیست. ولی به هر حال اینها مخزن بیماری هستند.

اخیراً اخباری نگران‌کننده در مورد احتمال حمله موش به افراد مصدوم در صورت بروز زلزله در تهران منتشر شده است. آیا امکان دارد این جانوران به گوشت موجودات زنده و به طور خاص گوشت انسان علاقه‌مند باشند؟

بله، در تحقیقاتی که در مناطق بیابانی و روستاها انجام دادیم، شاهد آن بودیم که برای مثال بچه کوچکی را در یک اتاق خوابانده بودند، بعد موش داخل اتاق آمده و انگشت بچه را خورده بود. ضمن اینکه موش‌ها خاصیت کانیبالیسم دارند. یعنی می‌توانند بچه‌های خودشان را هم بخورند. درست است که از غلات تغذیه می‌کنند، ولی بعضاً ممکن است بچه‌های خودشان را هم بخورند. وقتی موجودی حالت گوشت‌خوار پیدا می‌کند، می‌تواند به انسان هم حالت تهاجمی داشته باشد.

در مورد جمعیت موش‌های تهران هم آمارهای متفاوتی منتشر شده است. گفته می‌شود این اعداد بر برآورد دقیق متکی نیستند و چندان هم قابل اعتماد به شمار نمی‌روند. نظر شما در مورد صحت این اعداد چیست؟

کسی نیامده است برآورد جمعیت کند. در این زمینه پیشنهاد هم دادیم. ما می‌توانیم با کار تحقیقاتی جمعیت موش را تعیین کنیم، ولی تا به حال این کار انجام نشده است. ولی من نکته‌ای را اینجا عرض می‌کنم: طبق مطالعاتی که کردیم، یک جفت موش نر و ماده در طول یک سال با زاد و ولد به ۵۰۰ موش می‌رسند. به طور متوسط هر موش چهار مرتبه زایمان می‌کند و هر بار هفت الی ۱۴ بچه به دنیا می‌آورد.

در مورد وزن موش‌ها چطور؟ آیا می‌توان از حضور موش‌های چندین کیلویی صحبت کرد؟

وقتی ما متوسط را کنار بگذاریم، حیوانی با جثه درشت‌تر می‌تواند وجود داشته باشد. ممکن است شما یک رت را پیدا کنید که وزنش ۷۰۰ گرم باشد. ولی اینها معمولاً به کیلو نمی‌رسد.

طبیعتاً وقتی تعداد زیادی موش در تهران وجود دارد، به همان نسبت هم آسیب و خسارت به محصولات زیاد می‌شود.

از نظر اقتصادی یک رت طبق مطالعات صورت گرفته، روزانه ۲۲ گرم از غلات را مصرف می‌کند و در واقع از بین می‌برد. شما اگر این محاسبه را برای ۵۰۰ موش در طول یک سال انجام دهید، می‌توانید ببینید چه خسارتی وارد می‌شود. از طرف دیگر گفتیم موش گاز می‌گیرد تا دندانش ساییده شود. وقتی چیزهای عتیقه توسط موش گاز گرفته می‌شود، مثلاً در موزه‌ها، خسارت ایجاد می‌شود. در کارخانه‌ها، کابل‌های برق ممکن است گاز گرفته شود و اتصال برق باعث شود در یک جایی آتش‌سوزی مهیبی رخ دهد و سرمایه هنگفتی از بین برود. اینها تماماً مربوط به زیان‌های اقتصادی است که موش ممکن است ایجاد کند. در انبارها، مثلاً در سیلوها، موش خسارت سنگینی به آذوقه می‌زند به راحتی نمی‌توان محاسبه کرد و مستلزم این است که تحقیقات وسیع‌تری انجام شود.

البته مسائل بهداشتی را هم می‌توان به نحوی در خسارات موش به حساب آورد.

هر تختی که در بیمارستان‌ها در بخش‌های عفونی اشغال می‌شود، می‌تواند به دولت و مردم تحمیل هزینه کند. به خاطر بیماری که از موش به انسان منتقل شده است، فرد سر از بیمارستان درمی‌آورد. هزینه‌های بیمارستان، دارو و پرسنل را اگر در نظر بگیریم، می‌بینیم موش به عنوان یک آفت می‌تواند سرمایه هنگفتی را از دست انسان بگیرد. چه در بعد کشاورزی، پزشکی یا صنعتی.

موش‌ها چگونه و در چه مکان‌هایی در محیط زیست انسانی حضور دارند؟

سه عامل باعث می‌شود موش به بقای خود ادامه دهد: خوراک، آب و پناهگاه. موش اگر این سه پارامتر را از دست دهد، دیگر نمی‌تواند زندگی کند. مثلاً به جدول‌های خیابان‌ها نگاه کنید. دیوارهایشان شکسته و سوراخ است. اینها پناهگاهی هستند که موش‌ها می‌توانند در آنجا استقرار پیدا کنند. پناهگاهی که موش به خود اختصاص می‌دهد، می‌تواند زیر پل‌های رو جوی‌ها، سوراخ داخل تنه درخت، خانه‌ها و ساختمان‌ها باشد. سلیقه لانه‌سازی این موش‌ها خیلی ضعیف است. مثل موش‌های بیابانی، برای لانه‌سازی سلیقه ندارند. وقتی لانه موش‌های بیابانی را بررسی کردیم، مشاهده کردیم در سه طبقه ساخته شده است. انبار عمقی است و دستشویی و توالت و خوابگاه جداست. انبارهای موقت و انبار عظیم دارد. این مربوط به موش‌های بیابانی است. اما موش‌های شهری لانه‌های کم‌عمق می‌سازند و سلیقه لانه‌سازی‌شان ضعیف است. بیشتر در پناهگاه‌ها می‌توانند سنگر بگیرند. در نتیجه موش هم در مسکن انسان می‌تواند زندگی کند و هم در مسیل‌ها. آنچه که بیشتر الان شهرداری با آن درگیر است، در معابر عمومی و خیابان‌ها و پیاده‌روهاست. یعنی جاهایی که ساختمان مسکونی نیست.

شهرداری از چه روش‌هایی برای مقابله با موش استفاده می‌کند؟

روش‌ها شامل مکانیکی، فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی است. ما در کشور از روش‌های بیولوژیکی استفاده نمی‌کنیم که در آن، از یک میکروارگانیسم استفاده می‌کنند و موش آلوده به آن می‌شود. از روش‌های مکانیکی می‌توان به استفاده از تله و از روش‌های فیزیکی می‌توان به اولتراسوند اشاره کرد یا برخی اشعه‌ها. روش‌های شیمیایی هم الان معمول و زود‌اثر است که می‌تواند اثرات زیست‌محیطی داشته باشد. باید از سمی استفاده شود که برای انسان و دیگر موجودات مضر نباشد و روی موش اثر داشته باشد.

از تک‌تیرانداز هم برای مبارزه با موش استفاده شده است. این روش چقدر می‌تواند مفید باشد؟

استفاده از تک‌تیرانداز برای شلیک به موش هم جزء روش‌های مکانیکی تقسیم‌بندی می‌شود. اینها می‌توانند مفید واقع شوند، ولی برای مبارزه کلان ارزش آنچنانی ندارند.

به طور کلی به نظر می‌رسد روش‌های فعلی نتیجه چندانی نداشته است. آیا باز هم باید مبارزه را به این شیوه‌ها ادامه داد؟

معمولاً فعالیت‌های موش شبانه است. وقتی جمعیتش از حد معمول بیشتر شود، موش تصمیم می‌گیرد روزها هم فعالیت کند تا بتواند مواد غذایی مورد نیاز خود را به دست آورد. بنابراین وقتی در روز موش را می‌بینیم، امر مبارزه ضروری است. اگر جمعیت موش را در تهران می‌بینیم که به راحتی در جوی‌ها زندگی می‌کنند، بدون چون و چرا باید مبارزه کرد.

شما گفتید که روش‌هایی مثل استفاده از اسلحه در مبارزه کلان شاید نتواند موثر واقع شود. در سطح کلان چه باید کرد؟

حرف اول را در مبارزه با موش، بهسازی محیط می‌زند. یعنی کاری کنیم که موش نتواند وارد ساختمان شود و زندگی کند. اگر آب‌هایی که در سطح خیابان و در دسترس موش است را از دسترس آن خارج کنید، یا موش غذا نداشته باشد و زباله در اختیارش نباشد، نمی‌تواند آنجا زندگی کند. اگر هر چه می‌توانیم هزینه کنیم و بهسازی محیط را انجام دهیم، این قدر سم استفاده نمی‌کنیم. وقتی شهرداری اعلام می‌کند تخلیه زباله سر زمان و در ظرف‌های مشخصی انجام شود، اگر شهروندی رعایت نکند، طعمه در اختیار موش و گربه و سگ قرار می‌گیرد. بنابراین جمعیت‌شان زیاد می‌شود. بنابراین مردم باید کمک کنند. اگر مردم مشارکت نکنند، شهرداری به نتیجه نمی‌رسد. ضمن اینکه بهترین مبارزه در بنادر است. باید از دیر‌وقت این مبارزه انجام می‌شد که نشده است. ما اگر جلوی ورود موش به شهرها را بگیریم، این قدر مشکل پیدا نخواهیم کرد. وقتی کشتی لنگر می‌اندازد، موش می‌تواند از طریق طناب‌ها بین کشتی و ساحل رفت ‌و آمد کند. در محموله اکثر کشتی‌ها رت وجود دارد. این رت‌ها به بنادر می‌آیند و می‌روند در بسته‌بندی محصولات و کالاها و از این طریق به شهرها راه پیدا می‌کنند. با این سرعت عملی که من گفتم، جمعیت‌شان به وضعیت فعلی می‌رسد. این همه مبارزه و هزینه می‌کنیم و اجازه می‌دهیم موش به راحتی وارد کشور شود. بهترین راه این است که ما یک مبارزه ریشه‌ای با اینها انجام دهیم.

به عنوان سوال پایانی کدام مناطق تهران بیشتر درگیر مساله موش هستند؟

اگر شهر تهران را به ۲۲ منطقه شهری تقسیم کنیم، مناطقی که در خطه جنوب قرار می‌گیرند، مخصوصاً مناطقی که به نحوی به نهر فاضلاب فیروزآباد نزدیکند، بیشترین مشکلات را دارند. در جنوب تهران سبزیکاری‌هایی که می‌شود، شرایط زیستن را بیشتر فراهم می‌کند. هر جا که بیشتر مسائل بهداشتی و ساختمان‌سازی رعایت می‌شود، مشکل کمتر خواهد بود.


منبع: هفته نامه تجارت فردا

در معبد کارنی‌ماتا موش‌ها از احترام خاصی برخوردارند

موش‌ها و آدم‌ها: این ۱۰ شهر، بهشت موش‌های جهان هستند

اگر نگوییم هزاران سال، لااقل صدها سال است که موش‌ها رابطه‌ای نزدیک با آدم‌ها دارند. گرچه آدم‌ها از حضور موش در نزدیکی‌شان هیچ سودی نمی‌برند، این رابطه نزدیک فواید زیادی برای موش‌ها به همراه داشته است: غذا، سرپناه و آب. این ۱۰ شهر، بیشترین جمعیت موش در جهان را دارند، هرچند با توجه به تلاش‌های صورت‌گرفته برای کنترل جمعیت موش‌ها، این رقم‌ها ممکن است تغییر کنند.

در معبد کارنی‌ماتا موش‌ها از احترام خاصی برخوردارند

در معبد کارنی‌ماتا موش‌ها از احترام خاصی برخوردارند

۱۰- دشنوک، هند

اگر به هند سفر کنید، در شمال غربی این کشور با شهر دشنوک مواجه می‌شوید، جایی که در آن معبد کارنی‌ماتا واقع است. نکته جالب درباره معبد این است که تعداد زیادی موش در آن وجود دارند؛ رقمی در حدود ۲۰ هزار عدد. این موش‌ها نه تنها با استقبال مواجه می‌شوند،‌ بلکه مورد پرستش هم قرار می‌گیرند. گفته می‌شود اگر این موش‌های مقدس از روی پای شما عبور کنند، موجب خوش‌شانسی است و حتی چشیدن بخشی از غذای آنها نیز همین اثر را دارد.

۹- جزیره موش، الیوت

جزیره موش، بخشی از جزایر الیوت (آلاسکا) نمونه‌ای از یک سکونتگاه است که در اثر هجوم موش‌ها ویران شده است. حدود ۹۰ درصد از جزایر جهان زیر تاخت‌وتاز موش‌هایی قرار دارد که از طریق کشتی به این جزایر می‌آیند. خوشبختانه اسم «جزیره موش» هم‌اکنون بی‌مسماست؛ چرا که به‌رغم تبدیل شدن این جزیره به جولانگاه موش‌ها از ۱۷۸۰، جمعیت این موجودات از سال ۲۰۱۰ ریشه‌کن شد و اکنون پرندگان در حال بازگشت به این جزیره هستند.

۸- پاریس، فرانسه

موش‌ها برای مکان‌های مشهور هم هیچ احترامی قائل نیستند. در سال ۲۰۰۸، تخمین زده شد که تعداد موش‌های این شهر به هشت میلیون رسیده است، یعنی حدود چهار برابر جمعیت این شهر. متعاقباً مقام‌های محلی از مردم و صاحبان کسب‌وکار خواستند تلاش خود را برای ریشه‌کنی موش افزایش دهند. این تلاش طی کمپینی صورت گرفت و مقامات از مردم خواستند اسامی افرادی که در این کار اهمال می‌کردند نیز گزارش شود تا جریمه شوند.

۷- لندن، انگلستان

موش‌ها در لندن هم مشکلی بزرگ به شمار می‌روند. همچون رود «سن» در پاریس، رود «تایمز» هم موش‌ها را به خوبی جذب می‌کند. وضع موش‌ها بعد از ساخت‌وسازهای مربوط به المپیک ۲۰۱۲ و همچنین بحران اقتصادی (که موجب شد مکان‌های بیشتری متروکه شوند) بهتر هم شد. موش‌ها به مدد افزایش زباله‌ها (به ویژه در اثر فعالیت فست‌فودها) هر روز بزرگ‌تر می‌شوند و بر اساس برخی گزارش‌ها، برخی از آنها تا دو برابر سایز معمولی خود رسیده‌اند.

۶- آتلانتا، آمریکا

فروش وثیقه‌های وام در اثر بحران مالی موجب شده است آتلانتا به مرکزی برای افزایش جمعیت موش‌ها بدل شود. افزایش تعداد مکان‌های متروکه موجب شده است موش‌ها مکانی به دست آورند که هیچ کس مزاحم آنها نباشد. حتی یک شکاف کوچک برای ورود موش‌ها به این مکان‌ها کافی است. نقطه اوج تسخیر شهر توسط موش‌ها آنجا بود که بازرسان اداره غذا و دارو، در فرودگاه بین‌المللی این شهر هواپیمایی را پیدا کردند که با مقدار زیادی فضولات موش آلوده شده بود.

۵- نیواورلئانز، آمریکا

بسیاری از مکان‌های این شهر توسط موش‌ها تسخیر شده‌اند که از جمله آنها می‌توان به اقامتگاه‌های قدیمی اشاره کرد که دارای شکاف یا سوراخی برای ورود این جانور هستند. حتی اگر این سوراخ‌ها پوشیده شوند، موش‌ها با جویدن می‌توانند وارد مکان شوند. در یک اتفاق تراژیک در سال ۲۰۰۹، علت مرگ یک کودک سه‌ماهه «از دست دادن خون بدن به علت از بین رفتن نسوج نرم در اثر فعالیت موش» گزارش شد. به عبارت دیگر موش‌ها آنقدر او را گاز گرفتند که تا حد مرگ خونریزی کرد.

۴- شیکاگو، آمریکا

این شهر کماکان با معضل موش‌ها دست‌به‌گریبان است، هر چند از کمک‌های غیرقابل انتظاری نیز بهره می‌گیرد. یاری‌رسان مردم شیکاگو در مبارزه با موش‌ها، کسی نیست جز گرگ صحرایی. این گرگ‌ها به منظور پژوهشی درباره شیوه رفتار آنها در یک محیط شهری اجازه یافتند در شهر حضور داشته باشند. از آنجا که جوندگان بخش قابل توجهی از غذای این گرگ‌ها را به خود اختصاص می‌دهند، خوردن موش‌ها به وعده غذایی خوبی برای آنها بدل شده است.

۳- بالتیمور، آمریکا

معضل موش‌های این شهر به حدی رسیده است که در یک واقعه قابل ذکر، موش‌ها زیر سنگفرش مکانی که محل عبور ماشین‌های جمع‌آوری زباله بود، تونلی حفر کردند که موجب شد کامیون تا چرخ در زمین فرو رود. موش‌ها نیز به کامیون حمله و زباله‌ها را غارت کردند. بالتیمور از زمان جنگ جهانی دوم به مکانی برای پژوهش‌های مرتبط با موش بدل شده است که اغلب این پژوهش‌ها در دانشگاه جان هاپکینز انجام می‌شوند.

۲- بوستون، آمریکا

همانند موقعیت شهرهای لندن و آتلانتا، مشکل موش در این شهر نیز بعد از بحران مالی گسترش یافته است. نگهداری نامناسب زباله و پروژه‌های ساخت‌وساز، دیگر عللی هستند که به این امر دامن زده‌اند. این امر موجب شده است اهالی این شهر برای کشتن موش، آستین‌ها را بالا بزنند. این امر به ویژه بعد از آن صورت گرفت که برنامه کشتن جوندگان در این شهر در سال‌های ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ با موفقیت همراه شد، هر چند با پایان بودجه مربوط به برنامه، موش‌ها دوباره برگشتند.

۱- نیویورک، آمریکا

این شهر، پایتخت موش‌های جهان به شمار می‌رود و در آن انبوهی از وقایع خواندنی مرتبط با موش روی داده است. در سال ۲۰۰۷ در یک رستوران، یک دسته موش مشاهده شد که در حال پرسه‌زدن در محوطه اصلی غذاخوری پیش از باز شدن رستوران بودند. به زودی مشخص شد که این موش‌ها، مکرراً برای تغذیه به رستوران می‌آمدند. مشکل موش‌ها باعث شده است برخی از مردم نیویورک، درباره تاثیر منفی این گونه موارد بر گردشگری این شهر نگران شوند.

Tehran's-Rank


منبع: هفته نامه تجارت فردا

یک موش عظیم‌الجثه در تهران

تهران: شهر موش‌ها

۲۵ میلیون، ۳۰ میلیون، ۶۰ میلیون و حتی ۷۰ میلیون! اینها ارقامی است که از سوی کارشناسان و نهادهای مختلف درباره تعداد موش‌های تهران اعلام می‌شود و البته هیچ یک قابل اتکا به نظر نمی‌رسند: برخی بر مبنای مطالعات قدیمی تخمین زده شده‌اند و برخی دیگر اصولاً از سوی یک نهاد رسمی اعلام نشده‌اند تا بتوانند مورد اتکا قرار گیرند. با این وجود، کمترین برآورد اعلام‌شده در مورد جمعیت موش‌های تهران، نشان می‌دهد حداقل ۵/۳ میلیون موش در تهران زندگی می‌کنند و اگر این رقم را مبنا بگیریم، تهران رتبه نسبتاً بالایی در میان شهرهای با تعداد موش بالا را دارد. ضمن اینکه رقم ۵/۳ میلیون چندان مورد توجه و تاکید کارشناسان قرار نگرفته است و اغلب رقمی حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون اعلام می‌شود. شاید همین مساله نخستین معضل در مبارزه با موش‌های تهران باشد: عدم وجود آمار قابل اتکا و رسمی از جمعیت موش‌های تهران.

مردم شهر نیویورک، که دارای بیشترین جمعیت موش جهان است، همراه با سگ‌هایشان موش شکار می‌کنند.

مردم شهر نیویورک، که دارای بیشترین جمعیت موش جهان است، همراه با سگ‌هایشان موش شکار می‌کنند.

موش‌ها: مترصد زلزله

همان‌طور که گفته شد، اغلب تخمین‌های اعلام‌شده، تعداد موش‌های تهران را از ۲۵ تا ۷۰ میلیون اعلام کرده‌اند. در این میان پژوهشگرانی هم هستند که این ارقام را غیرقابل پذیرش می‌دانند؛ از جمله محمد روشنی، کارشناس ارشد خدمات شهری، که در روزنامه «تهران امروز» تعداد موش‌های تهران را در بدبینانه‌ترین حالت ممکن، ۵/۳ میلیون برآورد می‌کند. شاید اولین نکته که در این زمینه جلب توجه کند، عدم انتشار آمار قابل اتکا از جمعیت موش‌های تهران است. این مساله علاوه بر آنکه برنامه‌ریزی برای مبارزه با موش و رصد آن ‌را تا حدی دشوار کرده است، چشم‌اندازی از خطرات و آسیب‌های احتمالی این جانوران موذی نیز به دست نمی‌دهد. این مخاطرات اعم از مشکلاتی است که موش‌ها به طور دائمی برای زندگی انسان ایجاد می‌کنند و همچنین مسائلی که در مواقع حساس همچون زلزله ممکن است ایجاد شود. هرچند معضل موش‌های تهران هم مانند انبوه مشکلات از این دست، به صورت ادواری طی دهه‌های اخیر مدتی برجسته و مدتی بعد به فراموشی سپرده شده است، نخستین بار در هفته‌های اخیر به مساله احتمال وقوع زلزله و هجوم موش‌ها پرداخته شده است. به گفته پرویز پیران، مشاور ارشد سازمان ملل متحد، تهران حدود ۷۰ میلیون موش دارد که این موش‌ها در صورت بروز حادثه، «به سطح شهر و کنار مردم خواهند آمد». مهرداد حلوایی، دبیر کمیته دفع آفات شهری و صنعتی شهرداری تهران نیز معتقد است «اگر زلزله‌ای جدی در تهران به وقوع بپیوندد، موش‌ها در زیر‌زمین زیر آوارماندگان را تا رسیدن نیروهای امدادی می‌خورند و به آنان آسیب جدی وارد می‌کنند.» به گفته او، موش‌های نروژی که اکنون در تهران وجود دارند، از جانوران نیز تغذیه می‌کنند و حتی گزارش‌هایی از خورده شدن جسد انسان توسط آنها نیز منتشر شده است. در این میان به نظر می‌رسد ریسک مناطقی که تعداد موش بیشتری دارند، بیشتر هم باشد. به گفته معاون خدمات شهری شهرداری تهران، دو منطقه ۶ و ۲۰ بیشترین تعداد موش را دارند، منطقه ۶ به دلیل رستوران‌ها و فست‌فودها و منطقه ۲۰ به دلیل زمین کشاورزی. نکته آنکه منطقه ۲۰، از زلزله‌خیزترین نقاط تهران نیز به شمار می‌رود و در نزدیکی «گسل ری»، واقع است.

یک موش عظیم‌الجثه در تهران

یک موش عظیم‌الجثه در تهران

راز موش‌های غول‌پیکر

بعد از اظهار نظر اسماعیل کهرم درباره احتمال جهش ژنتیک موش‌های تهران و بزرگ‌تر شدن آنها، که موجب شده است وزن آنها از ۶۰ گرم به پنج کیلوگرم برسد، هافینگتون‌پست در گزارشی به بررسی صحت این مساله پرداخت. دکتر دیوید بیکر، دامپزشک حیوانات آزمایشگاهی در LSU، به هافینگتون‌پست اعلام کرد افزایش شدید سایز موش‌ها در اثر فرآیند تکامل غیرمحتمل است. بیکر در ای‌میلی نوشت: «تقریباً تمام جهش‌های ژنتیک شناسایی‌شده در زمینه بیولوژی، مضر هستند و بیش از مزایا، متوجه مضرات بوده است. جهش‌های ژنتیک مثل آن چیزی که در فیلم‌های علمی-تخیلی نمایش داده می‌شود، نیست.» به هر حال او اعلام کرد گونه‌های عظیمی از موش در جهان وجود دارند که می‌توانند به اندازه‌ای که کهرم گفت بزرگ شوند. از آنجا که صفحات رشد موش‌های سیاه معمولی بعد از بلوغ بسته نمی‌شود، ممکن است بسیار بزرگ شوند. بیکر همچنین اعلام کرد: «در قرون وسطی، موش‌های سیاه در اروپا آنقدر بزرگ می‌شدند که می‌توانستند بچه‌ها را ببرند.» در پاسخ به بیکر، قاسم علی‌اکبر، پژوهشگر در زمینه حیوانات مهاجم که سال‌ها به تحقیق درباره مبارزه با موش پرداخته است، نوشت: «…‌ادعای جهش ژنتیک محکوم به رد است و با صرف نظر از این مورد به اظهار نظر دکتر دیوید بیکر که عظیم‌الجثه شدن موش‌های تهران را حاصل متوقف نشدن رشد بعد از بلوغ می‌داند، می‌پردازم. او با رد جهش ژنتیک در حقیقت به این مساله اذعان دارد که دستورالعمل‌های ژنتیک تغییر نکرده و ثابت مانده؛ لذا با استناد به همین مساله ما باید شاهد آن باشیم که بعد از بلوغ و در زمانی مشخص صفحات رشد بسته شوند و اگر طبق ادعای ایشان این رشد متوقف نشده باشد با ادامه این روند ما باید شاهد پدیده ژیگانتیسم با عارضه‌ای شبیه به آکرومگالی باشیم که چنین چیزی در این موش‌ها رخ نداده.» علی‌اکبر در ادامه «جیوه» را عامل احتمالی می‌داند که جذب آن توسط بدن موش‌ها باعث شده است بلوغ جنسی این جانوران، به تاخیر بیفتد و رشد قبل از بلوغ ادامه یابد.

یک گروه تک‌تیرانداز در حال شکار موش در تهران

یک گروه تک‌تیرانداز در حال شکار موش در تهران

از سم و تله تا تک‌تیرانداز

سنتی‌ترین روش‌های کشتن موش، استفاده از تله و سموم شیمیایی است. هر ماه در تهران حدود ۵۰۰ کیلوگرم سم برای کشتن موش‌ها استفاده می‌شود. با استفاده از این روش‌ها، در مجموع ماهانه حدود چهار هزار موش در تهران با روش‌های گوناگون کشته می‌شوند که این رقم در مقابل جمعیت میلیونی موش‌های پایتخت، ناچیز به شمار می‌رود. به گفته رحمت‌الله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران، کشتن هر موش حدود ۱۲۰ هزار تومان هزینه دارد. اگر تعداد موش‌های شهر تهران را ۳۰ میلیون در نظر بگیریم، حداقل ۳۶۰۰ میلیارد تومان برای کشتن موش‌ها اعتبار لازم است که مبلغ تخصیص داده‌شده به این مساله، حتی یک‌صدم این رقم هم نیست. طبیعتاً در صورتی که تعداد موش‌های تهران کمتر از این ارقام باشد، به همان میزان مبارزه با موش‌ها آسان‌تر خواهد بود. راهکار دیگر مطرح‌شده در سال‌های اخیر برای مبارزه با موش، استفاده از گروه‌های تک‌تیرانداز است. برای مثال در سال گذشته اعلام شد ۱۰ گروه تک‌تیرانداز با استفاده از تفنگ‌های مجهز به مادون قرمز، شب‌ها به شکار موش می‌پردازند که البته این کار چندان هم موثر نبوده است. برای کشتن موش‌ها به تعداد زیادی اکیپ تک‌تیرانداز نیاز است و البته تعداد موش‌ها بسیار زیاد. در این میان بعضاً راهکارهای دیگری هم مطرح شده است: خریداری لاشه موش‌های مرده از مردم که باعث می‌شود خود شهروندان به صورت جدی‌تر در مبارزه با موش مشارکت کنند، یکی از این راهکارهاست. در برخی شهرهای جهان که با معضل موش مواجهند، همچون پاریس و نیویورک، مبارزه مردمی و خودجوش با موش در دستور کار قرار گرفته است. راهکار دیگر استفاده از حیوانات یا پرنده‌هایی است که از موش تغذیه می‌کنند و البته این راهکار هم مشکلات خاص خود را دارد. از جمله آنکه ممکن است جانور جدیدی به فهرست حیوانات موذی و مزاحم اضافه شود.

برخلاف بسیاری موارد دیگر، موش‌های تهران سال‌هاست دارای متولی هستند. از سال ۱۳۸۲، کلیه وظایف در زمینه مبارزه با موش در شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران تجمیع شد. در سال ۱۳۹۰، این مسوولیت به ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران منتقل شد که البته ظاهراً این مسوولیت بار دیگر در حال تغییر است.

جانوران باهوش و مقاوم

برخی پژوهشگران معتقدند یکی از دلایل عدم موفقیت انبوه طرح‌های مبارزه با موش، که صرفاً مختص ایران هم نیست، این است که این جانوران باهوش، به خوبی با راه‌های مقابله با سم و تله و گریز از آسیب‌های آنها، آشنا هستند. برای مثال، اگر موش‌ها متوجه شوند با خوردن یک ماده ناشناخته جان خود را از دست می‌دهند، دیگر آن ‌را مصرف نمی‌کنند؛ لذا سم‌های معمولی ممکن است بعد از مدتی کارایی خود را از دست دهند و به جای آن سم‌های تاخیری باید مورد استفاده قرار گیرند. راهکار دیگر موش‌ها برای مبارزه با سم، خوردن زغال است. قاسم علی‌اکبر،‌ در این‌باره نوشته است: «رت‌ها (موش نروژی و موش سقف) با استفاده از مصرف زغال که در حال حاضر به علت رواج فرهنگ غلط استفاده از قلیان در سراسر شهر پراکنده و موجود می‌باشند، خود را در برابر انواع سم مصون کرده، و به اکسیر ضدسم دست یافته‌اند، که این علت اصلی بی‌اثر ماندن سم‌های استفاده شده در مبارزات علیه آنهاست.» موش‌ها به طور کلی نیز جانوران بسیار مقاومی در محیط شهری به شمار می‌روند؛ در فاضلاب‌ها زندگی می‌کنند، در صورت سقوط حتی از ارتفاع‌های نسبتاً بلند زنده می‌مانند و می‌توانند چندین روز در آب غوطه‌ور باقی بمانند بی‌آنکه خفه شوند. این مساله در کنار انبوه مخفیگاه‌هایی که موش برای زندگی در اختیار دارد، مبارزه با آن را نسبتاً دشوار کرده است. ضمن آنکه در مبارزه با یک گونه موش، ممکن است جمعیت گونه‌های دیگر افزایش یابد. بر اساس یافته‌های مقاله محمدمهدی صداقت و عبدالرضا صلاحی‌مقدم با عنوان «نقشه‌سازی حدود جغرافیایی جوندگان مخازن مهم بیماری در ایران»، «در برخی نقاط تهران که مبارزه با رت‌ها از طریق بهسازی محیط و با استفاده از سموم شیمیایی انجام می‌گیرد، جمعیت موش خانگی افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته است و در حال حاضر انتشار این موش در حال گسترش است.»

جوندگان در سراسر ایران

معضل موش، تنها به تهران اختصاص ندارد و هر از گاهی اخباری درباره خسارات این جونده به شهرهای مختلف کشور منتشر می‌شود. چند سال قبل، موش‌ها به چند روستای سبزوار حمله و ساکنان را مجبور به کوچ کردند. امسال نیز اخباری از حمله موش‌ها به مزارع شهرستان کازرون در استان فارس منتشر شد و یکی از کارشناسان اداره جهاد کشاورزی این شهرستان، خسارات ناشی از این جانور را ۳۰۰ میلیون تومان برآورد کرد. مقاله صداقت و صلاحی‌مقدم نشان می‌دهد موش‌های نروژی در بسیاری از شهرهای ساحلی شمالی و جنوبی کشور و همچنین شهرهای بزرگی همچون تبریز، شیراز، مشهد و تهران زندگی می‌کنند. موش‌های سیاه و خانگی نیز دو گونه مشهور موش هستند که در سراسر ایران پراکنده‌اند.

معضل جهانی

هر چند در نگاه نخست ممکن است به نظر رسد معضل موش‌ها فقط مختص شهرهای با توسعه شهری نامتناسب یا بدون توجه کافی به مسائلی از این دست باشد، وجود شهرهایی مثل پاریس، لندن و نیویورک در فهرست شهرهایی با بیشترین موش در جهان نشان می‌دهد این معضل، جهانی است. در آمریکا بر اساس یک پژوهش صورت گرفته در سال‌های اخیر، ۱۵۰ تا ۱۷۵ میلیون موش وجود دارد و چند شهر این کشور رکورددار جهانی تعداد موش به شمار می‌روند. شهر نیویورک با ۳۲ میلیون موش، بیشترین تعداد موش را داراست. بر اساس آمار‌های منتشره توسط موسسات کنترل موش، موش‌ها در این کشور با مصرف غلات و جویدن وسایل، سالیانه ۱۹ میلیارد دلار خسارت به بار می‌آورند. به جز آمریکا، سراسر جهان نیز با مساله موش درگیر است. بر اساس گزارش فائو، موش‌ها سالانه ۴۲ میلیون تن مواد غذایی به ارزش ۳۰ میلیارد دلار را از بین می‌برند. یک‌پنجم غذای جهان، پیش از آنکه به میز سرو برسد توسط این جانوران نابود می‌شود. خسارات سالیانه موش در جهان، بالغ بر ۲۰۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. در کتاب منتشرشده توسط شهرداری تهران با عنوان «شناخت و کنترل موش در محیط شهری» که توسط محمدمهدی صداقت نوشته شده است، در مورد خسارات غذایی موش آمده است: «در برخی کشورهای آسیایی میزان خسارت موش‌ها به محصولات کشاورزی گاهی ۴۰ تا ۵۰ درصد کل محصولات تولیدشده است. آلوده ساختن محصولات کشاورزی و مواد غذایی یکی از مشکلات بسیار مهم وجود موش در جوامع است. موش‌ها ۵ تا ۱۰ برابر مواد غذایی را که به مصرف می‌رسانند آلوده می‌کنند. یک جفت موش در سال بیش از یک میلیون موی بدن خود را در محیط اطراف می‌ریزد.» این جانوران ناقل بیماری هم هستند و در قرن ماضی، ۱۰ میلیون نفر به خاطر بیماری‌هایی که منشاء آن موش بوده است، جان خود را از دست داده‌اند. در آمریکا، سالیانه ۵۰ هزار نفر توسط موش‌ها گاز گرفته می‌شوند که این مساله خطر بیماری را نیز به همراه دارد. حتی در مواردی نادر، مرگ نوزادان بر اثر گاز گرفته شدن توسط موش و خونریزی گزارش شده است.

جونده زباله‌دوست

همان‌طور که گفته شد، مبارزه از طریق سم یا تله و هر شکل دیگر نیازمند بودجه‌های هنگفتی است که شاید تا سال‌ها تامین نشود و اساساً حتی بعد از تامین هم برای مدت کوتاهی کارآمد باشد. ضمن آنکه آلودگی محیط زیست، کشته شدن ناخواسته جانوران دیگر و ناکارآمدی سم (با توجه به اینکه موش دوباره سراغ غذایی که موجب مرگ همنوعش شده است نمی‌رود) از دیگر مشکلات پیش‌روی استفاده از سم است. استفاده از تک‌تیراندازها نیز عملاً نتوانسته است نتیجه چندانی در برداشته باشد و البته روش‌های دیگری نیز همچون استفاده از تله هستند که همه آنها در ماه، بیش از چند هزار موش را نمی‌توانند از پا درآورند. اما راه‌حل اصلی کجاست؟ نگاهی به فهرست شهرهای با بیشترین جمعیت موش در جهان نشان می‌دهد دو عامل اصلی باعث شده است موش‌ها این شهرها را انتخاب کنند: وجود مکان‌هایی مناسب برای زندگی (همچون خانه‌های متروکه و مجراهای فاضلاب) و غذای فراوان (ناشی از ریختن زباله و به طور خاص زباله‌های فست‌فود). در این میان، به نظر می‌رسد با توجه به اینکه مجراهای فاضلاب در هر صورت محل حضور این جانوران موذی خواهد بود، پخش شدن زباله‌ها در جوی‌های آب و سطح شهر و جمع‌آوری بعضاً نامناسب آنها علت اصلی گسترش جمعیت موش‌ها بوده است. چنان که گفته می‌شود این جانداران متناسب با امکانات محیطی به گسترش جمعیت و زاد و ولد می‌پردازند؛ لذا به نظر می‌رسد اگر زباله‌ها در سطح شهر و جوی‌های آب به طور گسترده پخش نشوند و این مساله از سوی شهروندان و شهرداری به طور جدی دنبال شود، تاثیر اصلی را در کاهش جمعیت موش‌ها خواهد داشت. بر اساس مقاله صداقت و صلاحی‌مقدم، «زباله‌های تلنبار‌شده یک محیط بسیار جلب‌کننده برای موش نروژی است. این موش اساساً یک گونه زباله‌دوست است و با رغبت از آن تغذیه می‌کند.»


منبع: هفته نامه تجارت فردا